چگونه بفهمید آیا به موفقیت می رسید یا خیر

 چگونه بفهمید آیا به موفقیت می رسید یا خیر

زندگی هر انسانی می تواند خیلی شلوغ و در هم برهم باشد و ممکن است برایتان سخت باشد که بتوانید راه درست را پیدا کرده و یک انگیزه ی خوب برای خود پیدا کنید. می توانید به سراغ دانستن رازهای موفقیت بروید و یا خودتان خلقش کنید. نیروهای محرکه چیز هایی هستند که خودتان می توانید آن ها را بسازید. همچنین می توانید به عمق خلاقیت خودتان نیز دست پیدا کنید. به عنوان یک نتیجه ی کلی نیز می توانید موفقیت خود را پیش بینی کنید. این به انتخاب شما بستگی دارد که بخواهید موفق باشید و خودتان موفقیت را انتخاب نمایید. در ادامه با راه های موفقیت همراه باشید تا بدانید چطور باید یک انسان موفق باشید.

راه اول موفقیت: موفقیت را به یک بازی تبدیل کنید نه یک کار یکنواخت!

"زندگی یک بازی است آن را انجام بده"  Mother Theresa

این روزها تقریباً از هر کسی می شنوید که از یکنواختی زندگی صحبت می کند و البته بسیار انزجار آور است. روزهای یکنواخت یکی پس از دیگری سپری می شوند و فقط برای شما بدبختی به همراه می آورند. نکته ی مهم این است که به خاطر داشته باشید بهترین بازیکن های دنیا کار یکنواخت نمی کنند بلکه بازی می کنند. برای مثال Warren Buffett تبدیل به یکی از بهترین ها در عرصه ی فروش شد چون از زمانی که بچه بود خانه به خانه می رفت و آدامس می فروخت اما روی پول درآوردن تمرکز نکرده بود. به جای آن بر روی این مسئله تمرکز کرده بود که کدام طعم از این آدامس ها بیشتر فروش دارند. در همان زمان نیز وی تنها به پیش بینی دست می زد البته هنوز هم همین کار را انجام می دهد.

پس موفقیت را تبدیل به یک بازی کنید و به عنوان یک بازیکن حرفه ای آن را انجام دهید.

راه دوم موفقیت: باور داشته باشید که می توانید موفقیت را بدست بیاورید!

این کلمه را به خاطر بسپارید: "Ignition". این کلمه یک پروسه ی انگیزشی می باشد که زمانی رخ می دهد که شما به یک دیگاه کلی از آینده خود رسیده اید. ماشه ی اسلحه ها انرژی های غیر قابل کنترلی را در خود نگه می دارند و در زمان درست آن را آزاد می کنند. شما نیز باید چنین باشید.

این تجربه بسیار مهم و محوری می باشد. چگونه ممکن است شما به یک ورزشکار المپیکی تبدیل شوید اگر از قبل خودتان را در آن جایگاه ندیده باشید و این باور را در ذهن خود شکل نداده باشید؟

به موفقیت باور داشته باشید!

باید همیشه به خاطر داشته باشید که باید رویاهایتان  را در ذهن خود نهادینه کرده و به آن ها باور داشته باشید. لازم است تا یک باور و شناخت درست از موفقیت داشته باشید. هیچ کسی شکست نخورده است مگر از چیزی که می خواسته باشد دست کشیده و یا در درون خود این شکست را قبول کرده است.

نتایج یک تحقیق

اخیراً تحقیقاتی بر روی اینکه آیا فرقی بین افرادی که می خواهند یک کارآفرین باشند و کارآفرینان موفق وجود دارد یا خیر، انجام شده است. اساساً فرق این دو در چیست؟ هیچ کدام از افرادی که قصد داشتند یک کارآفرین شوند واقعاً خود را در همچنین جایگاهی ندیده بودند. آن ها هیچگاه به صورت واقعی خود را در این مقام تصور نکرده بودند و به یک شناخت کامل دست پیدا نکرده بودند. در مقابل، کارآفرینان موفق همیشه خود را در این جایگاه تصور می کرده اند.

وقتی که شما به شناخت این موضوع برسید که این من هستم و من قرار است به این جایگاه برسم، هویت شما شروع به دنبال کردن باور و رفتارتان می کند. اما این موضوع به طور کامل شروع نمی شود مگر اینکه شما کاملاً شروع به بازی کردن نقش جدیدتان بکنید. هیچگاه بدون ایمان و باور نمی توانید شروع کنید. این چیزی است که شما انتخاب کرده اید . بعد از آن دیگر از رفتارتان شروع می شود و سپس ذهن و انگیزه ی شما نیز آن را دنبال خواهد کرد.

راه سوم موفقیت: از مخفی کردن تلاش و هدفتان دست بردارید!

چیزی که بقیه ی افراد درباره ی شما فکر می کنند به شما هیچ ارتباطی ندارد. اگر می خواهید که همیشه یک فرد متوسط باقی بمانید. همه چیز را برای خودتان نگه دارید و به بقیه چیزی نگویید. اما اگر می خواهید که به موفقیت دست پیدا کنید پس ابتدا رویاهای خود از موفقیت را برای افرادی که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید.

 هر چه بیشتر خود را هم تراز با آن چیزی که هستید بکنید، بیشتر سازهای موافق از زندگیتان خواهید شنید. علاوه بر این، هر چه بیشتر با فردی که می خواهید به آن تبدیل شوید صادق تر باشید، بیشتر عشق و محبت و همچنین حمایت از طرف دوستان و خانواده ی خود دریافت خواهید کرد. مردم شما را جوری هدایت می کنند که اگر به هدفتان نرسیدید شما را مورد بازخواست قرار دهند.

راه چهارم موفقیت: ایجاد یک چشم انداز کارآمد

بیشتر از اینکه نگران باشید که چشم انداز موفقیت شما چیست؟ باید فکر کنید که آیا چشم اندازی که از موفقیت برای خود ترسیم کرده اید درست کار می کند یا خیر. باید از خود بپرسید این چشم انداز با من چه می کند؟ با محیط اطراف من چطور؟ بر رفتارم؟ بر روابط دوستانه ام با سایرین؟ روی حقوقم و خیلی از مسائل دیگر که باید درباره ی آن ها فکر کنید.

اگر چشم انداز شما از موفقیت باعث می شود که شما و محیط اطراف تان به یک مسیر خوب و قوی هدایت شوند پس باید بدانید که این چشم انداز کار می کند. اما اگر این طور نیست پس دیدتان را عوض کنید و سعی کنید بر اجرا و تحول تمرکز بیشتری داشته باشید. این مهم ترین نکته است.

راه پنجم موفقیت: ده درصد بیشتر از نمایش های عمومی؛ تمرین خصوصی کنید!

استفن کووی ( Stephen Covey ) می گوید"موفقیت خصوصی همیشه جلوتر (بهتر از) موفقیت عمومی است"

کوب بریانت ( Kobe Bryant ) همیشه اولین نفری بود که در باشگاه حضور پیدا می کرد و همچنین آخرین نفری بود که آنجا را ترک می کرد. او همیشه بیشتر و سخت تر از دیگران تمرین می کرد. او مربی های بیشتری نیز داشت و همیشه از مرزهای از پیش تعیین شده ی خود فراتر می رفت و آن ها را بهتر می کرد. وی حتی کوچک ترین جنبه های مهارتیش را هم ارتقا می داد.

زمانی که تمرین برای شما به یک بازی تبدیل شود دقیقاً زمانی است که منفجر خواهید شد. چرا؟

زیرا تمرین کردن برای این است که شما مهارت هایتان را بهتر کنید. تمرینات و آموخته های شما، شما را به سمت آزمایش های سخت هل می دهند. شما دقیقاً به اندازه ای قوی هستید که ضعف های تان نشان می دهد. در دنیایی که به شما می گوید ضعف هایت را نادیده بگیر، یک تمرین کننده ی واقعی دقیقاً عکس این موضوع عمل می کند. به این معنا که بر روی ضعف های خود بیشتر کار می کند و به جای نادیده گرفتن، آن ها را برطرف می کند.

راه ششم موفقیت: همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود داشته باشید!

تیم فریس می گوید: "من همیشه نوت برداری می کنم مانند افرادی که مواد مصرف می کنند. قفسه های هشت فوتی در اتاق من وجود دارند که هیچ چیز غیر از دفترچه های یادداشت در آن ها نیست. من به قلم های ضعیف بیشتر از حافظه های قوی ایمان دارم. نوت برداری باعث می شود تا اطلاعات کوچک نیز از قلم نیفتند و همگی آن ها به عمل تبدیل شده و من را به بالا بکشند."

ذهن شما می تواند خوبی ها را پمپاژ نماید. اگر شما به پمپاژ کردن این خوبی و موفقیت در ذهن خود ادامه دهید، می توانید ایده ها و خلاقیت های خود را شکوفا کنید.

وظیفه ی شما نیز در این است که یادداشت برداری کنید. اگر شما از یادداشت نگرانی های ناخودآگاه و همچنین موفقیت هایتان غافل شوید. دیگر آن ها به ذهن شما خطور نخواهند کرد. شما باید جریان متناوب بین خوبی و موفقیت را در ضمین ناخودآگاه تان حفظ نمایید و هیچ گاه این ارتباط را قطع نکنید.

راه هفتم موفقیت: اشتباهات تان را سریعاً درست کنید!

درس ها تکرار می شوند تا یاد گرفته شوند. این جمله را به خاطر داشته باشید.

بر طبق اسکن های مغزی اگر ظرف 0.25 ثانیه ای که اشتباهی را مرتکب شده اید، آن را درست نکنید به احتمال زیاد دیگر برای آن کاری انجام نخواهید داد. همین موضوع برای یادگیری بد است. شما شروع به جذب رفتارهای منفی می کنید که باعث عدم موفقیت تان خواهند شد. کارشناسان می گویند که اگر به سرعت اشتباه خود را اصلاح کنید آن وقت می توانید چیزی که مردم دیگر در سی روز یاد می گیرند را در پنج دقیقه بیاموزید. اگر از اشتباهات تان درس گرفته و به سرعت آن ها را اصلاح نمایید، آنگاه است که دیگر اشتباه تان را مجدداً تکرار نخواهید کرد.

راه هشتم موفقیت: با درد خود روبه رو شوید!

با درد خود روبرو شوید و گرنه این درد در ضمیر شما دفن شده و از رشد و موفقیت شما جلوگیری می کند.

یادگیری و رشد، پروسه هایی احساسی و در بعضی مواقع تجریاتی دردناک می باشند. گاهی اتفاقاتی در زندگی تان رخ می دهد که برنامه ای برایشان نداشته اید و یا در مقابل آن ها هیچ مسئولیتی نیز نداشته اید. وقتی شما یک تجربه ی دردناک را پشت سر می گذارید دو حالت برای شما رخ می دهد. یا این درد را تا مدت های طولانی همراه خود خواهید داشت و یا آن را تبدیل به یک نیروی هسته ای خواهید کرد که به عنوان یک محرک قوی برای موفقیت های شما عمل خواهد کرد.

دوره مقاومتی چیست؟

وقتی شما یک تجربه ی به شدت دردناک و از لحاظ عاطفی قوی را پشت سر می گذارید، به دوره ای به نام دوره مقاومتی می رسید که یک واکنش فیزیکی به تجربه ایست که پشت سر گذاشته اید. در حالت ایده آل این دوران مدت کوتاهی طول می کشد ولی اغلب مردم به خوبی با تجربه ی خود کنار نمی آیند و گاهی این دوران برای سالیان طولانی ادامه خواهد یافت.

برای مثال شما یک تجربه ی شدید داشتید که باعث تغییر در شما شده است. تا زمانی که شما مستقیماً با آن رو به رو نشوید و به درون آن قدم نگذارید همیشه بخشی از شما باقی خواهد ماند. در واقع شما از نظر عاطفی همان فرد باقی خواهید ماند تا زمانی که بتوانید درسی که در این بین برای شما وجود داشته است را یاد بگیرید.

راه نهم موفقیت: عنوان های بامزه داشته باشید!

کریس بروگان می گوید: "پیروزی های کوچکت را جشن بگیر، برای شکست های سریع سوگواری کن و تمام چیزهایی که باید انجام دهی را بدون هیاهو انجام بده"

یکی از کلیدهای دست یابی به موفقیت لذت بردن از آن و داشتن هیجان و شادی در طول دوره یادگیری تان است.

برای مثال می توانید به رستوران های جالب و خنده دار بروید و یا به خاطر پیروزی هایتان به خودتان چیزهایی جالب، هدیه و پاداش بدهید.

راه دهم موفقیت: سرمایه گذاری بزرگی روی خود انجام دهید!

رویاپردازان تمام پول و وقت خود را بر روی چیزهای بیهوده سرمایه گذاری می کنند در حالی که افراد اهل فن تمام نیرو، پول و وقت خود را بر روی چیزهایی که رویای آن ها را دارند سرمایه گذاری می کنند.

زمانی که این کار را انجام دادی و به موفقیت رسیدید می توانید به خود بگویید که "واو، واقعاً من انجامش دادم" همین لحظه می تواند به شما در رسیدن به موفقیت های بیشتر کمک کند و در درونتان به خودتان بگویید که من هم می توانم یکی از افراد موفق باشم.

راه یازدهم موفقیت: بقیه را نادیده بگیر!

سعی کنید نگاهتان را تنها معطوف کسانی کنید که به شما نیرو می بخشند و الهام دهنده ی شما هستند. بدترین چیزی که می توانید به آن فکر کنید این است که بدخواهانتان درباره ی شما چه فکری می کنند. وقتی که افراد شروع به فکر کردن درباره ی نظر بقیه کنند، انگیزه شان برای موفقیت تیره و تار می شود. آن ها معمولاً دست از کارهایی که در حال انجامش بودند می کشند و شروع به این می کنند که خودشان را با نظر بقیه تطبیق دهند و یا تلاش می کنند تا با کار هایشان افراد اشتباهی را تحت تأثیر قرار بدهند.

راه دوازدهم موفقیت: بر روی چالش ها و مأموریت ها تمرکز کن، نه زمان!

بهترین تمرین برای موفقیت این است که بر روی وسایل و ابزارهای آن تمرکز کنید نه بر روی زمان. در واقع شما باید بتوانید حساسیت خود را تا جایی که امکان دارد بر روی زمان کاهش دهید.

زندگی کردن در بعد زمان یک ذهنیت است. اگر بتوانید در جریان زندگی کنید و مسائل خودتان را بدون در نظر گرفتن زمان حل کنید آن گاه است که از کاری که انجام می دهید لذت می برید و این کار را تنها برای خوشنودی خودد انجام خواهید داد. یکی از راه هایی که بتوانید در جریان زمان قرار بگیرید این است که چیزهایی پیدا کنید که شما را به سمت واقعیات سوق دهند.

برای مثال اگر یک موسیقی دان هستید باید یک قطعه یا یک آهنگ کامل را پنج تا ده بار بنوازید تا از بی نقص بودن آن مطمئن شوید..می توانید این موضوع را به یک بازی تبدیل کنید. اما بیشتر از هر چیز دیگری بر این تمرکز کنید که باید بتوانید به صورت موفق آمیزی هدف خاصی که دارید را تکمیل کنید. تمرینات خود را حول محور زمان نچینید. ما در یک سیستم هدف محور زندگی می کنیم که به معنای نتیجه گرا بودن آن نیز هست یعنی در حال حاضر تنها چیزی که اهمیت دارد نتیجه کار و موفقیت شماست نه چیز دیگر.

راه سیزدهم موفقیت: ببینید چه میزان کاری را می توانید در یک روز انجام دهید؟

T. S. Eliot می گوید: "تنها کسانی که ریسک رفتن به دور دست ها را بکنند می توانند بفهمند که یک انسان چقدر می توانند به ماوراء برود."

این موضوع درباره ی این نیست که بدانید چقدر می توانید سر خود را شلوغ کرده و کارهای مختلف انجام دهید، درباره ی این است که تا کجا می توانید معیارها و قیود خود را به جلو هل داده و پیشرفت کنید و متوجه شوید که توانایی شما تا چه حد است. بیشتر مردم سعی می کنند ببینند که چه میزان کارهای کوچک را می توانند انجام دهند ولی برای موفقیت شما باید بتوانید به فردی تبدیل شوید که می خواهد ببیند تا کجا می تواند پیش برود.

راه چهاردهم موفقیت: ببینید چقدر در روابط خود می توانید از خود مایه بگذارید؟

Zig Ziglar می گوید: "شما می توانید هر آن چیزهایی را که می خواهید در زندگی داشته باشید، اگر به بقیه کمک بکنید تا آن ها نیز به چیزهایی که می خواهند برسند."

وقتی شما به سمتی پیش رانده می شوید که بیشتر به بقیه کمک نمایید، شما بیش از پیش تبدیل به یک آدم دلسوز و مناسب خواهید شد. شما می توانید گوش دهید و تشخیص دهید که آن ها به چه چیزی نیاز دارند. شما در این حالت قدم بعدی خود را محاسبه نمی کنید و یا در این فکر نیستید که می خواهید در جواب چه بگویید در مقابل، تنها در حال گوش دادن هستید. شما در حال فهمیدن و کشف کردن این هستید که بقیه چه نیازهایی دارند.

راه پانزدهم موفقیت: عمیق تمرکز کن و سپس بازتاب عمیقی داشته باش!

موفقیت یک دوی ماراتن نیست بلکه موفقیت سریالی از دوهای سرعت است. شما با تمام توان خود را به بیشتر از محدوده ی خود هل می دهید و سپس تایمی را برای استراحت و ریکاوری به خود اختصاص می دهید. بعضی از این دوهای سرعت ممکن است یک هفته طول بکشد و برخی به سال نیز می کشد. هر چقدر این پروسه ها طول بکشد شما زمانی را احتیاج دارید که فکر کنید اصلاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است و بنابراین نیاز به یک فیدبک خواهید داشت.

ریکاوری، استراحت و بازتاب، عوامل مؤثری هستند که به شما برای تبدیل شدن به یک فرد فوق العاده و موفق کمک می کنند. اگر سعی نکنید زمانی را برای ریکاوری و فکر کردن به خود اختصاص دهید، آنگاه این مشکل برایتان پیش خواهد آمد که در مسیر غلط قرار بگیرید بدون آنکه خودتان متوجه شده باشید.

راه شانزدهم موفقیت: هیچگاه از یادگیری دست نکش!

مشکل این است که بخواهید لبه های انگیزه ی خود را کند کرده و به پیش بروید. اگر می خواهید که هیچگاه از هدف خود بازنمایید و با یک تبر کند شده پیش نروید باید همیشه آن را تیز کنید. شما باید بدون توقف مرزهایتان را به جلو هل داده و هیچگاه نیز به این موضوع توجه نکنید که چقدر به موفقیت دست پیدا کرده اید. زمانی که از یادگیری، امتحان پس دادن و سعی کردن دست بکشید دقیقاً زمانی است که پسرفت خواهید کرد. اگر از این ها استفاده نکنید مطمئناً بازی را باخته اید.

راه هفدهم موفقیت: از لاکچری ها اجتناب کنید!

سرچشمه های استعداد در لاکچری بودن نیست. در واقع آن ها دقیقاً در نقطه ی مقابل این موضوع قرار گرفته اند.

برای بیشتر مردم در واقع موفقیت چیزی نیست که بخواهند رویش کار کنند بلکه درباره چیزهای لوکسی است که موفقیت می تواند برای شما به ارمغان بیاورد. راه رسیدن به موفقیت برای آن ها در درجه دوم بعد از نتیجه قرار دارد. بهترین افراد و موفق ترین آن ها در دنیا سعی بر این دارند تا مسائل را ساده بگیرند و سعی می کنند کمتر به دنبال چیزهای لوکس باشند.

حال بیاندیشید و به خودتان پاسخ دهید که:

چقدر توانسته اید موفقیت را کسب کنید و چقدر از راه هایی که تاکنون برای موفقیت گفتیم را انجام داده اید؟

چه میزان بر روی رویاهای خود سرمایه گذاری کرده اید؟

آیا توانسته اید خود را در جایگاهی که می خواهید باشید ببینید؟

آیا می خواهید و قرار است به آن جایگاه برسید؟

برای ارسال نظر نیاز است وارد سایت شوید. در صورت نداشتن حساب کاربری عضو شوید.

william_costigan ارسال شده در چهار شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷

خیلی خوب بود 
کامل و کارآمد

khaterepakdel ارسال شده در چهار شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷

عالی بود

kashanchi ارسال شده در دو شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۷

سلام ایمان جان

عالی بود این مقاله.

دستت درد نکنه. خیلی مفید بود.